خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر اشتیاق و انتظار برای بازگشت یار و آرامش از دست رفته است. شاعر از رفتن بهار و عیش بییار گلایه میکند و امیدوار است که غمگسار و قرار از دست رفته بازگردد. همچنین، اشارهای به غبار کوی یار و اشکهای ریخته شده دارد و آرزوی بازگشت آن لحظات خوش را میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اندوه و انتظار نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۲۵ - خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
که عمر رفته به امیّد یار باز آید ۱
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی تو
خوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید ۲
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشک
خوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید ۳
به رهگذار وفایش نشسته منتظریم
بدین امید کزین رهگذار باز آید ۴
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاض
خوش آنکه در دل زارم قرار باز آید ۵
که عمر رفته به امیّد یار باز آید ۱
بهار رفت ز گلزار عیش ما بی تو
خوش آن دمی که به گلشن بهار باز آید ۲
غبار کوی تو از دیده شسته شد از اشک
خوشا دمی که به چشم آن غبار باز آید ۳
به رهگذار وفایش نشسته منتظریم
بدین امید کزین رهگذار باز آید ۴
قرار رفته ز دل، رفته تا ز دل فیّاض
خوش آنکه در دل زارم قرار باز آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - نمیخواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.