خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و غم عمیق سخن میگوید و از ناکامیهای عاطفی و دلشکستگی حکایت دارد. شاعر از دردهای پنهان و ناامیدیهایش مینالد و از این میترسد که اشکهایش بیفایده باشد. همچنین، به رابطههای نافرجام و بیوفایی اشاره میکند و هشدار میدهد که اعتماد به دیگران ممکن است به دشمنی تبدیل شود.
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند دلشکستگی و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد تا بهدرستی درک شود.
شماره ۴۱۲ - کم کنم شیون نمیخواهم که نقص غم شود
کم کنم شیون نمیخواهم که نقص غم شود
پر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود ۱
سالها در چشم ما جا داشتی سودی نداشت
گر پری با مردم این الفت کند آدم شود ۲
شور بختی بین که بر داغ دل بیطاقتم
سودة الماس ریزد حسرت و مرهم شود ۳
خاطر از برگ گل نازکتری داری مباد
گر وزد بر وی نسیم شکوهای در هم شود ۴
هر که را درد تو دامنگیر شد فیّاضوار
دامن بیگانه گیرد دشمن و محرم شود ۵
پر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود ۱
سالها در چشم ما جا داشتی سودی نداشت
گر پری با مردم این الفت کند آدم شود ۲
شور بختی بین که بر داغ دل بیطاقتم
سودة الماس ریزد حسرت و مرهم شود ۳
خاطر از برگ گل نازکتری داری مباد
گر وزد بر وی نسیم شکوهای در هم شود ۴
هر که را درد تو دامنگیر شد فیّاضوار
دامن بیگانه گیرد دشمن و محرم شود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۱ - تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
گوهر بعدی:شماره ۴۱۳ - دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.