خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت، تنهایی و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از جستوجوی بیثمر، عشق نافرجام و رنجهای درونی مینالد. او به آتش عشق اشاره میکند که تنها خاکستر به جای گذاشته و از فقدان معشوق و سردی روزگار شکایت دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و روانشناختی، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگینانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۴۰۲ - شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
شش جهت را در زدم جز حلقه کس بر در نبود
نه صدف را سینه کردم چاک، یک گوهر نبود ۱
سیر آتش خانهها کردم به بال شعله دوش
آنقدر گرمی که در دل بود در اخگر نبود ۲
گردِ غم تا رُفته شد از سینه دل افسرده شد
پشتگرمیهای آتش جز به خاکستر نبود ۳
ذوق بیبال و پریها کار ما را خام کرد
ورنه در بزمش دل از پروانهای کمتر نبود ۴
جلوة پرواز، زنجیرست بیدیدار گل
بلبلان را بی تو دامن همچو بال و پر نبود ۵
قسمت ما یک دو ساغر خون دل در شیشه داشت
ورنه شمشیر ترا تقصیر در جوهر نبود ۶
سوزش دل دوش روی اشک ما را سرخ داشت
پیش ازین فیّاض تابی اندرین گوهر نبود ۷
نه صدف را سینه کردم چاک، یک گوهر نبود ۱
سیر آتش خانهها کردم به بال شعله دوش
آنقدر گرمی که در دل بود در اخگر نبود ۲
گردِ غم تا رُفته شد از سینه دل افسرده شد
پشتگرمیهای آتش جز به خاکستر نبود ۳
ذوق بیبال و پریها کار ما را خام کرد
ورنه در بزمش دل از پروانهای کمتر نبود ۴
جلوة پرواز، زنجیرست بیدیدار گل
بلبلان را بی تو دامن همچو بال و پر نبود ۵
قسمت ما یک دو ساغر خون دل در شیشه داشت
ورنه شمشیر ترا تقصیر در جوهر نبود ۶
سوزش دل دوش روی اشک ما را سرخ داشت
پیش ازین فیّاض تابی اندرین گوهر نبود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - شبم در کلبة دل ماهتاب از یاد ماهی بود
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - دلا گم کردهای خود را درآ در جستجوی خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.