خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر با تصاویر شاعرانه و عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، انتظار و مرگ میپردازد. شاعر از دردها و نالههای درونی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند نور، آتش و نیستی اشاره میکند. همچنین، به مسائل متافیزیکی و عرفانی مانند قیامت و فنا توجه دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و متافیزیکی، همچنین اشاره به رنج و مرگ، ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامناسب باشد. درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۳۸۸ - آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند
تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند ۱
آسان مگیر نالة زار مرا به گوش
کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند ۲
در زیر پرده نشتر صد درد میخورد
این خون نغمه کز رگ طنبور شد بلند ۳
در مجلس تو ما به چه رو سربرآوریم
خورشید در حوالیت از دور شد بلند ۴
عاشق نظاره در دل هر سنگ میکند
آن آتشی که از شجر طور شد بلند ۵
نام کسی به کوی فنا گم نمیشود
بر دارِ نیستی سر منصور شد بلند ۶
فیّاض انتظار قیامت چه میکشی!
اینک ز سینه طنطنة صور شد بلند ۷
تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند ۱
آسان مگیر نالة زار مرا به گوش
کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند ۲
در زیر پرده نشتر صد درد میخورد
این خون نغمه کز رگ طنبور شد بلند ۳
در مجلس تو ما به چه رو سربرآوریم
خورشید در حوالیت از دور شد بلند ۴
عاشق نظاره در دل هر سنگ میکند
آن آتشی که از شجر طور شد بلند ۵
نام کسی به کوی فنا گم نمیشود
بر دارِ نیستی سر منصور شد بلند ۶
فیّاض انتظار قیامت چه میکشی!
اینک ز سینه طنطنة صور شد بلند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - غنچه را دل در بر آن لعل سخنگو بشکند
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - خوبرویان چون نظر بر رخ هم بگشایند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.