خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که از تشبیهات طبیعت مانند غنچه، سحر، نسیم و چمن برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، غم، جدایی و زیبایی معشوق سخن میگوید و از عناصری مانند ناوک غمزه، لب لعل و خار پیراهن برای توصیف حالات عاشقانه بهره میبرد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استفاده از صنایع ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و تشبیهات نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۳۷۰ - چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند
چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند
دل خسته را ز شکفتگی تر و تازهتر ز چمن کند ۱
دل غنچه خون شود از حسد سحری که از ره امتحان
به چمن نسیم سحر گهی صفت تو غنچه دهن کند ۲
چه گره که از دل پر گره بگشاید و فتدت به زلف
لب گفتگوی مرا اگر نگه تو گرم سخن کند ۳
تو به هر طرف که به رغم من فکنی خدنگ ستیزه را
همه جا به بال و پر ستم کششی به جانب من کند ۴
ز نزاکت تن نازکت فکند به پیرهن تو خار
به مثل نسیم صبا به دامنت ار چه برگ سمن کند ۵
ز نسیم طرّة حور عین نشود شکفته دماغ او
ز غبار رهگذر تو هر که عبیر جیب کفن کند ۶
دل فیّاض ز غم لب تو چه شد که غوطه به خون زند
که جفای لعل لب تو خون به دل عقیق یمن کند ۷
دل خسته را ز شکفتگی تر و تازهتر ز چمن کند ۱
دل غنچه خون شود از حسد سحری که از ره امتحان
به چمن نسیم سحر گهی صفت تو غنچه دهن کند ۲
چه گره که از دل پر گره بگشاید و فتدت به زلف
لب گفتگوی مرا اگر نگه تو گرم سخن کند ۳
تو به هر طرف که به رغم من فکنی خدنگ ستیزه را
همه جا به بال و پر ستم کششی به جانب من کند ۴
ز نزاکت تن نازکت فکند به پیرهن تو خار
به مثل نسیم صبا به دامنت ار چه برگ سمن کند ۵
ز نسیم طرّة حور عین نشود شکفته دماغ او
ز غبار رهگذر تو هر که عبیر جیب کفن کند ۶
دل فیّاض ز غم لب تو چه شد که غوطه به خون زند
که جفای لعل لب تو خون به دل عقیق یمن کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - شاه اجل به حکم تو فرمان روان کند
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - ز قال رفتهام از دست، حال تا چه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.