خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، جذابیت و فریبندگی معشوق سخن میگوید. شاعر از تأثیرات عمیق معشوق بر زندگی خود میگوید و از قدرت جادویی و فریبندهی او در به خواب بردن و تسخیر قلب خود یاد میکند. همچنین، اشارهای به تقدیر و انتخابهای بد روزگار دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و تقدیر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۶۳ - گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
عجب که رشتة عمر مرا به تاب کند ۱
همیشه جوهر تیغ تو همچو مرغابی
برای صید دلم دانهای در آب کند ۲
به حیله چشم تو خود را به خواب میدارد
بدین فسانه مگر صید را به خواب کند ۳
فلک به نسخة تقدیر سالها گردید
که بهر من همه روز بد انتخاب کند ۴
به دور خود رخِ آن مه ز مشک تر فیّاض
خطی کشیده که تسخیر آفتاب کند ۵
عجب که رشتة عمر مرا به تاب کند ۱
همیشه جوهر تیغ تو همچو مرغابی
برای صید دلم دانهای در آب کند ۲
به حیله چشم تو خود را به خواب میدارد
بدین فسانه مگر صید را به خواب کند ۳
فلک به نسخة تقدیر سالها گردید
که بهر من همه روز بد انتخاب کند ۴
به دور خود رخِ آن مه ز مشک تر فیّاض
خطی کشیده که تسخیر آفتاب کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.