خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، شوق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. با استفاده از استعارههایی مانند "جام گلگون"، "ساغر خون" و "خون مضمون"، شاعر احساسات عمیق و دردناک عشق را به تصویر میکشد. همچنین، اشارههایی به داستانهای عاشقانه کلاسیک مانند فرهاد و شیرین و مجنون و لیلی دارد که بر شدت احساسات تأکید میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند "خون خوردن" ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۵۷ - بیدلان دور از لبش چون جام گلگون میخورند
بیدلان دور از لبش چون جام گلگون میخورند
چون به یاد آرند آن لب ساغر خون میخورند ۱
راضی از فرهاد شیرینش به جوی شیر بود
وای کاین شیرین لبان در عهد ما خون میخورند ۲
دودمان عشق از هم کم فراموشی کنند
بیدلان تا حشر خون بر یاد مجنون میخورند ۳
حیف واقف نیستی کاشفتگان شوق دوست
ساغر لبریز زهر غصّه را چون میخورند ۴
با تو فیّاض ار حریفان دم زنند از جام فکر
عرض معنی میبرند و خون مضمون میخورند ۵
چون به یاد آرند آن لب ساغر خون میخورند ۱
راضی از فرهاد شیرینش به جوی شیر بود
وای کاین شیرین لبان در عهد ما خون میخورند ۲
دودمان عشق از هم کم فراموشی کنند
بیدلان تا حشر خون بر یاد مجنون میخورند ۳
حیف واقف نیستی کاشفتگان شوق دوست
ساغر لبریز زهر غصّه را چون میخورند ۴
با تو فیّاض ار حریفان دم زنند از جام فکر
عرض معنی میبرند و خون مضمون میخورند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - بی تو یارانم کشان سوی گلستان میبرند
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.