خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از ناتوانی در تفسیر و بیان احساسات عمیق، شکست در عشق و رابطه، و تقدیر ناخوشایند سخن میگوید. شاعر از خاموشی، تلاشهای بیثمر، و ناتوانی در تغییر سرنوشت شکایت دارد و احساس ناامیدی و درماندگی را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند ناامیدی، تقدیر، و شکست در عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
شماره ۲۸۹ - گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
خامشی هم نکتهای تقریر نتوانست کرد ۱
من که بر بال ملک دام نظر میافکنم
همّت من یک پری تسخیر نتوانست کرد ۲
عمر در خدمت به سر بردیم و مردودِ دریم
طالع بد را کسی تدبیر نتوانست کرد ۳
عقد الفت کس نمیبندد که از هم نگسلد
یک کس این زنجیر را زنجیر نتوانست کرد ۴
امشبم سر تا به پا از بس که مدهوش تو بود
در خجالت رنگ من تغییر نتوانست کرد ۵
خامشی هم نکتهای تقریر نتوانست کرد ۱
من که بر بال ملک دام نظر میافکنم
همّت من یک پری تسخیر نتوانست کرد ۲
عمر در خدمت به سر بردیم و مردودِ دریم
طالع بد را کسی تدبیر نتوانست کرد ۳
عقد الفت کس نمیبندد که از هم نگسلد
یک کس این زنجیر را زنجیر نتوانست کرد ۴
امشبم سر تا به پا از بس که مدهوش تو بود
در خجالت رنگ من تغییر نتوانست کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۸ - منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۹۰ - خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.