خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حسرت و ناامیدی در برابر ناعادلانه‌گی‌های زندگی و روزگار سخن می‌گوید. شاعر از بی‌عدالتی‌های دنیا، رنج‌های طولانی، و ناتوانی در برابر تقدیر شکایت دارد. همچنین به عشق و اشتیاق شدید اشاره می‌کند که با وجود دردها، همچنان پابرجاست.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین ممکن است مضامین حزن‌آلود و ناامیدی موجود در شعر برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۸۰ - دوران حیله باز زما روبرو برد

دوران حیله باز زما روبرو برد
یک نان دهد به ما و هزار آب رو برد ۱

گردون تنگ عیش به یک قرص ساختست
صبح از دهن بر آرد و شامش فرو برد ۲

دوشم که زیر بار جهان بود سال‌ها
آن قوّتش نماند که بار سبو برد ۳

از جویبار جدول زخمم گل بهشت
پیوسته آب در چمن رنگ و بو برد ۴

از خنجر تو یافت لب چاک سینه‌ام
فیضی که زخم بلهوسان از رفو برد ۵

بر کس مباد آنکه برد راه جستجو
دزدیده دیدن تو که دل روبرو برد ۶

فیّاض من نمی‌روم اما کمند شوق
می‌خواهدم که موی کشان سوی او برد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - ذوق دیدارست کامی کز جهان دل می‌برد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.