خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، از عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق سخن میگوید. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ابروی کمانی، سوز پنهان، یاقوت و الماس، احساسات شاعر را به تصویر میکشد. شاعر از درد فراق، اشکهای بیپایان و آشفتگی روحی خود میگوید و معشوق را با عناصری مانند همای زلف و خورشید توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۵۸ - چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد
چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد
که رقص جلوه دایم بر بساط نیشتر دارد ۱
مدان خاصم اگر ظاهر نگردد سوز پنهانم
ز آتش ابرة خاکستر من آستر دارد ۲
چو خون بسته خود را در رگ یاقوت میدزدم
ز بیآبی سپهرم غرقه در آب گهر دارد ۳
دل سنگ از سرشک گریهام سوراخ سوراخست
اسیر چشم او الماس در بار جگر دارد ۴
سرم را کرده از آشفتگی بیگانة بالین
سر زلفی که دایم سر به بالین کمر دارد ۵
همای زلف او کی سایه اندازد به سرما را
که دایم بیضة خورشید را در زیر پر دارد ۶
مرا آشفتگی محروم دارد از لبش فیّاض
وگرنه میتواند دل ز لعلش کام بردارد ۷
که رقص جلوه دایم بر بساط نیشتر دارد ۱
مدان خاصم اگر ظاهر نگردد سوز پنهانم
ز آتش ابرة خاکستر من آستر دارد ۲
چو خون بسته خود را در رگ یاقوت میدزدم
ز بیآبی سپهرم غرقه در آب گهر دارد ۳
دل سنگ از سرشک گریهام سوراخ سوراخست
اسیر چشم او الماس در بار جگر دارد ۴
سرم را کرده از آشفتگی بیگانة بالین
سر زلفی که دایم سر به بالین کمر دارد ۵
همای زلف او کی سایه اندازد به سرما را
که دایم بیضة خورشید را در زیر پر دارد ۶
مرا آشفتگی محروم دارد از لبش فیّاض
وگرنه میتواند دل ز لعلش کام بردارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.