خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر اضطراب و ناآرامی درونی شاعر است که تحت تأثیر عشق، غم و بیقراریهای جهان قرار گرفته است. شاعر از تأثیرات عشق و غم بر روح و روان خود و جهان اطراف سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند گرمای خورشید، کوه بیستون و فلک سرنگون بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شاعرانه نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۲۵۶ - لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
دلم هنگامة اهل جنون را مضطرب دارد ۱
به من گرم تواضع آن بت و اشکم سراسیمه
که گرمی کردن خورشید خون را مضطرب دارد ۲
چه سان پنهان کنم مهر تو بر اغیار سنگین دل!
که غمهای تو بیرون و درون را مضطرب دارد ۳
به حال کس نمیپردازد از بس بیقراریها
چه یارب این سپهر سرنگون را مضطرب دارد؟ ۴
فلک از نالة فیّاض اگر درهم شود شاید
که زخم تیشه کوه بیستون را مضطرب دارد ۵
دلم هنگامة اهل جنون را مضطرب دارد ۱
به من گرم تواضع آن بت و اشکم سراسیمه
که گرمی کردن خورشید خون را مضطرب دارد ۲
چه سان پنهان کنم مهر تو بر اغیار سنگین دل!
که غمهای تو بیرون و درون را مضطرب دارد ۳
به حال کس نمیپردازد از بس بیقراریها
چه یارب این سپهر سرنگون را مضطرب دارد؟ ۴
فلک از نالة فیّاض اگر درهم شود شاید
که زخم تیشه کوه بیستون را مضطرب دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۵ - به تماشای گل و لاله که پروا دارد؟
گوهر بعدی:شماره ۲۵۷ - دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.