خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر است که دلش به راحتی میشکند و حتی طبیب نیز از درمان او خسته میشود. شاعر از ناپایداری و تغییر حالات درونش سخن میگوید و از داغهایی که در گلزار وجود دارد، یاد میکند. در نهایت، او احساس میکند که تمام عمرش در یک جا نشسته و تغییر نکرده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
طبیب بر سر من زود خسته میگردد ۱
چه نازک است دل توبهام که بیتکلیف
به یک تبسّم ساغر شکسته میگردد ۲
به چشمهساز نصیبم اگر دهند آبی
چو آبِ چشمة آیینه بسته میگردد ۳
چه شایعست به گلزار داغ بالیدن
که برگ برگ درو دسته دسته میگردد ۴
چو آسیا دل فیّاض از تموّج حال
تمام عمر به یک جا نشسته میگردد ۵
طبیب بر سر من زود خسته میگردد ۱
چه نازک است دل توبهام که بیتکلیف
به یک تبسّم ساغر شکسته میگردد ۲
به چشمهساز نصیبم اگر دهند آبی
چو آبِ چشمة آیینه بسته میگردد ۳
چه شایعست به گلزار داغ بالیدن
که برگ برگ درو دسته دسته میگردد ۴
چو آسیا دل فیّاض از تموّج حال
تمام عمر به یک جا نشسته میگردد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش میگردد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.