خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و فلسفی است که به موضوعات عشق، فاصلههای معنوی و جسمانی، و تنگناهای روحی میپردازد. شاعر از عشق، فداکاری، و اتحاد معنوی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند پروانه و شعله، سنگ و شرر، و تیغ و سپر، مفاهیم عمیق عاشقانه و وجودی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۲۴۲ - کجا چو تیغکشی در میان سپر گنجد!
کجا چو تیغکشی در میان سپر گنجد!
تو را به کشتن عُشاق کاش سر گنجد ۱
چه غم ز تنگدلیهای من محبَّت را
به ظرف تنگتر این باده بیشتر گنجد ۲
میان شعله و پروانه این مسافت نیست
که در میانه حجابی ز بال و پر گنجد ۳
میان من و او اتحاد از آن بیش است
که در میان ره آمد شد نظر گنجد ۴
محبّتم به دلش جا اگر کند فیّاض
عجیب نیست، که در سنگ هم شرر گنجد ۵
تو را به کشتن عُشاق کاش سر گنجد ۱
چه غم ز تنگدلیهای من محبَّت را
به ظرف تنگتر این باده بیشتر گنجد ۲
میان شعله و پروانه این مسافت نیست
که در میانه حجابی ز بال و پر گنجد ۳
میان من و او اتحاد از آن بیش است
که در میان ره آمد شد نظر گنجد ۴
محبّتم به دلش جا اگر کند فیّاض
عجیب نیست، که در سنگ هم شرر گنجد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - ز استغنا خیالش را به ما پروا نمیافتد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - سخن ز تنگیت اندر دهن نمیگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.