خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناملایمات روزگار و نبود موافقتی در آسمان و زمانه شکایت میکند. او از عشق صادق به عنوان تنها عامل آرامش یاد میکند و بیان میدارد که بدون عشق، هیچ چیز ارزش و اعتباری ندارد. همچنین، شاعر به انتظار کشیدن و وعدههای بیثمر اشاره میکند و میگوید که انتظار کشیدن گناهی ندارد.
مفاهیم عمیق عشق، فلسفه زندگی و انتظار ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و شکایت از روزگار نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۵ - هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
این تیرهروزی ما دارد هزار باعث ۱
در دهرِ نامساعد راحت چه گونه بینم
نه آسمان موافق، نه روزگار باعث ۲
کس غم چهسان نبیند، کس شاد چون نشیند؟
این را هزار مانع، آن را هزار باعث ۳
در ترک مطلب آمد آسوده دل نشستن
بیمطلبی نخواهد در هیچ کار باعث ۴
هر جا که کارفرما عشق است و عشق صادق
بیقدر شد مرجّح بیاعتبار باعث ۵
ما را به بازدیدی ننواختیّ و گردید
هم منفعل تماشا هم شرمسار باعث ۶
در وعدة تو فیّاض گر چشم باخت لیکن
کس را گنه نباشد شد انتظار باعث ۷
این تیرهروزی ما دارد هزار باعث ۱
در دهرِ نامساعد راحت چه گونه بینم
نه آسمان موافق، نه روزگار باعث ۲
کس غم چهسان نبیند، کس شاد چون نشیند؟
این را هزار مانع، آن را هزار باعث ۳
در ترک مطلب آمد آسوده دل نشستن
بیمطلبی نخواهد در هیچ کار باعث ۴
هر جا که کارفرما عشق است و عشق صادق
بیقدر شد مرجّح بیاعتبار باعث ۵
ما را به بازدیدی ننواختیّ و گردید
هم منفعل تماشا هم شرمسار باعث ۶
در وعدة تو فیّاض گر چشم باخت لیکن
کس را گنه نباشد شد انتظار باعث ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - ای بیلبت حرام بر اهل کلام بحث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.