خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن به بیهودگی و عبث بودن برخی افکار و تلاش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر از حسرت بر چیزهای نابودشده، بی‌فایده بودن سفر عمر، و نرسیدن به خواسته‌ها با وجود دانش بی‌جا سخن می‌گوید. همچنین، به عبث بودن تلاش‌ها در این دنیا و گذرا بودن عمر اشاره می‌کند و در نهایت، آرزوی همراهی در راه عدم را بیان می‌کند.

محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، لحن اندوه‌انگیز و نگاه انتقادی به زندگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۲۳ - سفر عمر زیانست و درو سود عبث

سفر عمر زیانست و درو سود عبث
حسرت بود چو اندیشة نابود عبث ۱

کس درین مرحله یارب به چه خرسند شود؟
فکر معدوم عبث حسرت موجود عبث ۲

دل ازین دانش بیجا به مرادی نرسید
هر چه گفتیم و شنیدیم عبث بود عبث ۳

عمر طی گشت و به جایی نرسیدیم آخر
قدم سعی درین بادیه فرسود عبث ۴

طول عمر تو اگر عرض ندارد چه هنر
تار در جامه بود بی‌مدد پود عبث ۵

پا ازین مرحله دانسته کشد مرد خدا
قدم معرفت این راه نپیمود عبث ۶

کاش در راه عدم همرهی پا می‌کرد
سر که فیّاض به پای همه‌کس سود عبث ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - هر کجا راه بریدیم عبث بود عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.