خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، غم، رقابت و دشمنی میپردازد. شاعر از دشمنی همپیشه و نبود آرامش در دل سخن میگوید و اشاره میکند که عشق و غم ریشههای عمیقی در وجود انسان دارند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به دشمنی و غم نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
شماره ۱۸۸ - ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست
ابر زا از خصمی مژگان من اندیشه نیست
هیچ خصمی در جهان چون خصمی همپیشه نیست ۱
شیشه در همچشمی دل سرزنشها میکشد
کانچه دل آماده دارد بهر ما در شیشه نیست ۲
در دل ما سبز میخواهد تمنّا تخم خام
ریشة عیشی که در بوم و بر این بیشه نیست ۳
بیستون برداشتن موقوف زور دیگرست
بازوی عشق ار نباشد جوهری در تیشه نیست ۴
ریشة غم در دل فیّاض از بس محکم است
نیست جایی در سراپای تنم کاین ریشه نیست ۵
هیچ خصمی در جهان چون خصمی همپیشه نیست ۱
شیشه در همچشمی دل سرزنشها میکشد
کانچه دل آماده دارد بهر ما در شیشه نیست ۲
در دل ما سبز میخواهد تمنّا تخم خام
ریشة عیشی که در بوم و بر این بیشه نیست ۳
بیستون برداشتن موقوف زور دیگرست
بازوی عشق ار نباشد جوهری در تیشه نیست ۴
ریشة غم در دل فیّاض از بس محکم است
نیست جایی در سراپای تنم کاین ریشه نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - بستر گرمی تنم را همچو شمشیر تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - بیلب او نشئهای در ساغر و پیمانه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.