خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از طبیعت و عناصر آن مانند گل، شبنم، بلبل و چمن برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق استفاده میکند. شاعر با توصیف زیباییهای طبیعت و ارتباط بین عناصر آن، به بیان عشق، درد و حسرت میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۸ - در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
غنچه از بیطاقتی خونابه نوش گل نشست ۱
بوی گل غارتگر هوش است اما در چمن
نالة بلبل کمینآرای هوش گل نشست ۲
حرف روی دلکشت میگفت بلبل در چمن
این سخن چون گوهر شبنم به گوش گل نشست ۳
هفتة گل زود آخر شد که بلبل بر بهار
آب زد از گریه چندانی که جوش گل نشست ۴
زخم را فیّاض اگر آغوش بگشایی ز هم
در چمن عمری توان حسرتفروش گل نشست ۵
غنچه از بیطاقتی خونابه نوش گل نشست ۱
بوی گل غارتگر هوش است اما در چمن
نالة بلبل کمینآرای هوش گل نشست ۲
حرف روی دلکشت میگفت بلبل در چمن
این سخن چون گوهر شبنم به گوش گل نشست ۳
هفتة گل زود آخر شد که بلبل بر بهار
آب زد از گریه چندانی که جوش گل نشست ۴
زخم را فیّاض اگر آغوش بگشایی ز هم
در چمن عمری توان حسرتفروش گل نشست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - عشوهاش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.