خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و ستایش معشوق است که تمامی صفات زیبا و تواناییها به او نسبت داده میشود. شاعر از ناز و نیاز، داغ عشق، و سروری معشوق سخن میگوید و او را محور تمام خوبیها میداند.
محتوا دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۱۳۸ - تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
تو جانی دلنوازی بر تو ختم است ۱
زده داغ تو مُهرم بر در دل
که یعنی عشقبازی بر تو ختم است ۲
نیاز عالمی را کشته نازت
بنازم بینیازی بر تو ختم است ۳
به تیرم گه نوازی که به تیغم
بتا عاشقنوازی بر تو ختم است ۴
ز سعیت برگذشت از چاره کارم
سپهرا چارهسازی بر تو ختم است ۵
چو شمعم دید شب، فیّاض خوش گفت
که الحق جانگدازی بر تو ختم است ۶
تو جانی دلنوازی بر تو ختم است ۱
زده داغ تو مُهرم بر در دل
که یعنی عشقبازی بر تو ختم است ۲
نیاز عالمی را کشته نازت
بنازم بینیازی بر تو ختم است ۳
به تیرم گه نوازی که به تیغم
بتا عاشقنوازی بر تو ختم است ۴
ز سعیت برگذشت از چاره کارم
سپهرا چارهسازی بر تو ختم است ۵
چو شمعم دید شب، فیّاض خوش گفت
که الحق جانگدازی بر تو ختم است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - من و تصوّر ترک غمت خیال محال است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - چون نسیمم در ره عشق تو نقش پا گم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.