خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر حالتی از دلتنگی، غم و اندوه است. شاعر از تهی شدن دل از خون و پر شدن چشم از اشک سخن میگوید و به مفاهیمی مانند زمان، اشک، دریا و گوهر اشاره میکند. او احساس پریشانی و گرمی اشکهایش را توصیف میکند و از پر شدن وجودش از غم دلبر میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی برای درک کامل دارد.
شماره ۱۲۰ - دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
شیشه اگر شد تهی شکر که ساغر پُرست ۱
دل زعنا پرملال شیشة ساعت مثال
یک دم اگر خالی است ساعت دیگر پرست ۲
وجه پریشانیم چیست که از یُمن اشک
دامن دریا دلم از در و گوهر پرست ۳
قطرة اشکم چنین گرم چرا شد مگر
ساغر چشم من از خون سمندر پرست! ۴
جای تو فیّاض نیست در دل تنگم دگر
بسکه سراپای من از غم دلبر پرست ۵
شیشه اگر شد تهی شکر که ساغر پُرست ۱
دل زعنا پرملال شیشة ساعت مثال
یک دم اگر خالی است ساعت دیگر پرست ۲
وجه پریشانیم چیست که از یُمن اشک
دامن دریا دلم از در و گوهر پرست ۳
قطرة اشکم چنین گرم چرا شد مگر
ساغر چشم من از خون سمندر پرست! ۴
جای تو فیّاض نیست در دل تنگم دگر
بسکه سراپای من از غم دلبر پرست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.