خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی سخن میگوید و بیان میکند که دلش به نسیم بهار و یاد یار بسته است. او از جنون انتظار و سوختن در هجران مینالد، اما همچنان به وصل یار امیدوار است. همچنین، اشارهای به بازار عشق و رقابت در آن دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۱۷ - دلم پایبند نسیم بهارست
دلم پایبند نسیم بهارست
جنون بر سر پای در انتظارست ۱
خراشیده رخسارِ کاهیّ عاشق
به بازار خوبان زر سکهدارست ۲
دل از مهر زلف و رخش برنگیرم
که از کفر و ایمان مرا یادگارست ۳
مرا سوخت هجر تو صد ره ولیکن
همان دل به وصل تو امّیدوارست ۴
چه شد یار فیّاض اگر با رقیب است
به کام توهم میشود، روزگارست ۵
جنون بر سر پای در انتظارست ۱
خراشیده رخسارِ کاهیّ عاشق
به بازار خوبان زر سکهدارست ۲
دل از مهر زلف و رخش برنگیرم
که از کفر و ایمان مرا یادگارست ۳
مرا سوخت هجر تو صد ره ولیکن
همان دل به وصل تو امّیدوارست ۴
چه شد یار فیّاض اگر با رقیب است
به کام توهم میشود، روزگارست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - گذشت موسم گل لیک یار جلوهگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.