خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از دلبستگی و عشق خود به معشوق سخن میگوید. او از پیوند ناگسستنی دل خود با معشوق، گرههای زلف او و درد عشق یاد میکند و مقایسهای بین درد یعقوب و درد عشق خود انجام میدهد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۵ - خاطر ما به تو صد جا بندست
خاطر ما به تو صد جا بندست
آن دل تست که بیپیوندست ۱
گره از زلف تو کس نگشاید
گر چه این عقده به مویی بندست ۲
سرگرانیّ سر زلف تو چیست؟
چون به بوی دل ما خرسندست ۳
درد یعقوب به دردم نرسد
غم دلبر، نه غم فرزندست ۴
ای که گفتی دل فیّاض کجاست؟
در سر زلف کسی در بند است ۵
آن دل تست که بیپیوندست ۱
گره از زلف تو کس نگشاید
گر چه این عقده به مویی بندست ۲
سرگرانیّ سر زلف تو چیست؟
چون به بوی دل ما خرسندست ۳
درد یعقوب به دردم نرسد
غم دلبر، نه غم فرزندست ۴
ای که گفتی دل فیّاض کجاست؟
در سر زلف کسی در بند است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴ - چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶ - نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.