خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از حال نابسامان خود میگوید و از ساقی میخواهد تا شراب بنوشد تا از درد و رنج رهایی یابد. او از عشق و شوق سخن میگوید و از انتظار و امید مینالد. متن پر از تصاویر شاعرانه مانند موج، آتش، آب، گل و شراب است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۴ - چو موج بر سر آبیم و حال سخت خرابست
چو موج بر سر آبیم و حال سخت خرابست
خوشا امید جگر تشنهای که محو سرابست ۱
بگو به ساقی گلرخ که خون شیشه بگیرد
که از حرارت می در میان آتش و آبست ۲
اگر تو رخ بگشایی دلم چو گل بگشاید
بیا که رشتة کارم گره به بند نقابست ۳
حدیث شوق ترا خامه سرسری ننویسد
که رقعهؤاری ازین مایة هزار کتابست ۴
درآ به میکده فیّاض انتظار چه داری
که دیده پُرنم اشک است و جام پُر ز شرابست ۵
خوشا امید جگر تشنهای که محو سرابست ۱
بگو به ساقی گلرخ که خون شیشه بگیرد
که از حرارت می در میان آتش و آبست ۲
اگر تو رخ بگشایی دلم چو گل بگشاید
بیا که رشتة کارم گره به بند نقابست ۳
حدیث شوق ترا خامه سرسری ننویسد
که رقعهؤاری ازین مایة هزار کتابست ۴
درآ به میکده فیّاض انتظار چه داری
که دیده پُرنم اشک است و جام پُر ز شرابست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - نظر به روی تو دارد نگاه بیادبست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.