خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای روحی شاعر سخن میگوید. او از ناامیدی، سرنوشت تلخ، و درماندگی در برابر دردهایی که حتی طبیب نیز قادر به درمان آنها نیست، مینالد. همچنین، شاعر به زیباییهای فریبنده و آشنا اشاره میکند که گاه باعث گمراهی میشوند. زبان شعر پر از استعاره و کنایه است و احساساتی مانند اندوه، یأس و عشق را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۹۳ - گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
بر سر بازار محشر وعدة ما و شکیب ۱
من کیم مرغی که بهر نغمه در بندش کنند
از پریدن ناامید از سر بریدن بینصیب ۲
هر که را دردیست از دست طبیب آید علاج
وای بیماری که چون من هست دردش از طبیب ۳
از قضا بخت سیه هرگز نمیکردم قبول
گر ندادی آشناییهای آن زلفم فریب ۴
میتوانی در سخن فیّاض داد جلوه داد
زانکه لفظ آشنا داری و معنیِّ غریب ۵
بر سر بازار محشر وعدة ما و شکیب ۱
من کیم مرغی که بهر نغمه در بندش کنند
از پریدن ناامید از سر بریدن بینصیب ۲
هر که را دردیست از دست طبیب آید علاج
وای بیماری که چون من هست دردش از طبیب ۳
از قضا بخت سیه هرگز نمیکردم قبول
گر ندادی آشناییهای آن زلفم فریب ۴
میتوانی در سخن فیّاض داد جلوه داد
زانکه لفظ آشنا داری و معنیِّ غریب ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - زلف را با تیرهبختی شد رخ جانان نصیب
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - غنچه را از حسرت لعل تو دل در بر بسوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.