خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از احساسات عمیق انسانی مانند غم، عشق، مرگ و امید سخن می‌گوید. شاعر از دردها و رنج‌های زندگی می‌گوید و به دنبال چاره‌ای برای گریۀ پیوسته خود می‌گردد. همچنین، از زیبایی‌های طبیعت و نمادهایی مانند الماس، گلشن و خورشید برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.

متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، غم و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۴۵ - منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را

منم که کرده‌‌ام الماس نشئه مرهم را
به مرگ عیش سیه‌پوش داغ ماتم را ۱

کسی که سرمه از آن درگرفت چون خورشید
به یک نگاه ببیند تمام عالم را ۲

به گلشنی که در آن شعله آبیار بود
به آفتاب برابر نهند شبنم را ۳

به روز وصل سیاهی ز داغ برگیرم
لباس عید نسازم پلاس ماتم را ۴

به دهر خون نخورد آدمی چه چاره کند!
به آب غصّه سرشتند خاک آدم را ۵

ز دود دل رقمی چند در سفینة چرخ
به یادگار نوشتیم شکوة غم را ۶

نیاورم به زبان راز دل ولی فیّاض
بگو چه چاره کنم گریة دمادم را! ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴ - کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.