خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و وفاداری خود سخن میگوید و از درد و رنجی که در این راه متحمل شده است. او از صبر و تحمل خود در برابر مشکلات میگوید و از عشقش به معشوق اظهار وفاداری میکند. شاعر همچنین از حسادت رقیبان و امید به وصال معشوق سخن میگوید و از خداوند طلب صبر و یاری میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۳ - بر دری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
بر دری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
گر خدا صبری دهد اندیشه ی کاریم هست ۱
صبر در میبندند اما نیستم ایمن ز شوق
خانهٔ پر رخنهٔ کوتاه دیواریم هست ۲
گر شود ناچار و دندان بر جگر باید نهاد
چاره ی خود کردهام جان جگر خواریم هست ۳
کی گریزم از درت اما ز من غافل مباش
گر توام خواهی که بفروشی خریداریم هست ۴
گر چه ناید بندهای چون من به کار کس ولی
نقش دیوارم ولیکن پای رفتاریم هست ۵
جز در دولتسرای وصل تو هر جا روم
در حسابی هستم و قدری و مقداریم هست ۶
حرمت من گر نداری حرمت عشقم بدار
خود اگر هیچم دل و طبع وفا داریم هست ۷
کوری چشم رقیبان زان گلستان امید
نیست گر دامان پر گل ، چشم پرخاریم هست ۸
وحشی اظهار وفا کردست خون او مریز
ور مدد خواهی به خون ، دست آشنا یاریم هست ۹
گر خدا صبری دهد اندیشه ی کاریم هست ۱
صبر در میبندند اما نیستم ایمن ز شوق
خانهٔ پر رخنهٔ کوتاه دیواریم هست ۲
گر شود ناچار و دندان بر جگر باید نهاد
چاره ی خود کردهام جان جگر خواریم هست ۳
کی گریزم از درت اما ز من غافل مباش
گر توام خواهی که بفروشی خریداریم هست ۴
گر چه ناید بندهای چون من به کار کس ولی
نقش دیوارم ولیکن پای رفتاریم هست ۵
جز در دولتسرای وصل تو هر جا روم
در حسابی هستم و قدری و مقداریم هست ۶
حرمت من گر نداری حرمت عشقم بدار
خود اگر هیچم دل و طبع وفا داریم هست ۷
کوری چشم رقیبان زان گلستان امید
نیست گر دامان پر گل ، چشم پرخاریم هست ۸
وحشی اظهار وفا کردست خون او مریز
ور مدد خواهی به خون ، دست آشنا یاریم هست ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲ - مینماید چند روزی شد که آزاریت هست
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - قرعه دولت زدم ، یاری و اقبال هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.