خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس ناامیدی و بیمهری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که در زمان نیاز، یاری از او ندیده است. اکنون که معشوق بازگشته، وضعیت تغییر کرده و شاعر خود را مانند گردن پیر گاو، سرکش و مستقل میبیند.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و روابط انسانی دارد.
شماره ۳ - آنگه که بدی نبود رخ مه را خویش
آنگه که بدی نبود رخ مه را خویش
جستن ز تو من نیافتم بهره خویش ۱
اکنون آئی که گشت . . . ونت درویش
چون گردن پیر گاو گردنکش ریش ۲
جستن ز تو من نیافتم بهره خویش ۱
اکنون آئی که گشت . . . ونت درویش
چون گردن پیر گاو گردنکش ریش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - ای خم شکسته بر سر چاه کمیز
گوهر بعدی:شماره ۴ - تر ساز هجای تو تبرا نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.