خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از تلخیهای زندگی و مرگ سخن میگوید و به مفاهیمی مانند رنج، شهادت، و انتظار برای معاد اشاره دارد. شاعر از شرایط سخت خود مینالد و در عین حال، به امید و ایمان خود به عدالت الهی پایبند است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی شود. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۳۳ - بمحشر از شهیدان خنیسم
مرا تلخی نباید دادن جان
چو انگشت شهادت شهد لیسم ۱
بزیر تخته خواهد بود جایم
اگر سلطان ملک طاقدیسم ۲
ز خشت و خاک را هم غیسه روید
اگر از خاک ره یا از نعیسم ۳
سموم مرگ چون غیسه کند خشک
اگر بیشک همان باد انیسم ۴
وگر از دوک نال و پنبه ریش
کفن ریسی حدیس بی مکیسم ۵
خو که مرمرا گوید کفن ریس
بگو رش بر تنم هرچ آن بریسم ۶
ز تن جانش ببرد چون کبوتر
من از بام کبوتر می خنیسم ۷
چو بی وسواس آن خناس میرم
بمحشر از شهیدان خنیسم ۸
چو انگشت شهادت شهد لیسم ۱
بزیر تخته خواهد بود جایم
اگر سلطان ملک طاقدیسم ۲
ز خشت و خاک را هم غیسه روید
اگر از خاک ره یا از نعیسم ۳
سموم مرگ چون غیسه کند خشک
اگر بیشک همان باد انیسم ۴
وگر از دوک نال و پنبه ریش
کفن ریسی حدیس بی مکیسم ۵
خو که مرمرا گوید کفن ریس
بگو رش بر تنم هرچ آن بریسم ۶
ز تن جانش ببرد چون کبوتر
من از بام کبوتر می خنیسم ۷
چو بی وسواس آن خناس میرم
بمحشر از شهیدان خنیسم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - اگر آبی رحم در چشم دشمن
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۴ - اینست خشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.