خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از مرز و شخصی به نام "پسر عبد" سخن می‌گوید. او با توصیف‌های شاعرانه و استفاده از صنایع ادبی، به ستایش و مدح این شخصیت می‌پردازد. عباراتی مانند "آن روی تو با منظر" و "قامت چون عرعر" نشان‌دهنده‌ی زبان ادبی و تغزلی متن است.

متن دارای زبان ادبی و پیچیده‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است نیاز به دانش ادبی بیشتری داشته باشند.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۸ - پسر عبد

ای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
در مرز تو بینم خور . . . ر پسر عبد ۱

علاک در مرز تو چون دید، همانگاه
دانست که از در . . . ر پسر عبد ۲

یکره ز در صدق نگوئی که چه گوئی
آن روی تو با منظر . . . ر پسر عبد ۳

دیدی بگه اندر شده با پشم همه غرق
آنقامت چون عرعر . . . ر پسر عبد ۴

صد . . . ر دگر دیدی استاده مهیا
بر . . . دن تو، همبر . . . ر پسر عبد ۵

. . . ر پسر عبد چو شه بود، تو گفتی
. . . ر دگران لشکر . . . ر پسر عبد ۶

ای گنده جمالی به هجای تو درین شعر
بودم همه مدحتگر . . . ر پسر عبد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۷ - چه باید کرد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹ - آنشب که مرا بود می وصل بکف بر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.