خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از مرگ معنوی خود سخن میگوید و بیان میکند که با وجود این مرگ، هنوز به زندگی و لذتهای آن مانند نوشیدن باده و معاشرت با دوستان ادامه میدهد. او همچنین به دشمنانش اشاره میکند که خبر مرگ او را پخش کردهاند، اما او هنوز زنده است و به زندگی ادامه میدهد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اشاره به لذتهای دنیوی مانند نوشیدن باده است که برای مخاطبان زیر 18 سال ممکن است نامناسب یا قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۱۶ - گویم نمردهام
ایزد چو مرده خواند مر آن را که مرد نیست
من نیز خویشتن را مرده شمردهام ۱
از اعتقاد پاک وز ایمان پر خلل
بر مرگ دل نهادهام و دین سپردهام ۲
دشمن به دوستان خبر افکند مرگ من
این چند گه که زحمت ایشان نبردهام ۳
آگاه باد دشمن من زان که من هنوز
دمسخت و سرخروی و قویناک گردهام ۴
در مجلس جمال نکسبه نشسته خوش
با پنج شش حریف و خوشم نه فسردهام ۵
اندر بزرگ داشت من آن مهتر بزرگ
با مهتران زیرک بیننده خردهام ۶
بس باده لطیف مروق چشیدهام
بس شاهد ظریف نکورو فشردهام ۷
چون ره گشاده گشت، نخواهم خط همه
با خویشتن سپارم و گویم نمردهام ۸
من نیز خویشتن را مرده شمردهام ۱
از اعتقاد پاک وز ایمان پر خلل
بر مرگ دل نهادهام و دین سپردهام ۲
دشمن به دوستان خبر افکند مرگ من
این چند گه که زحمت ایشان نبردهام ۳
آگاه باد دشمن من زان که من هنوز
دمسخت و سرخروی و قویناک گردهام ۴
در مجلس جمال نکسبه نشسته خوش
با پنج شش حریف و خوشم نه فسردهام ۵
اندر بزرگ داشت من آن مهتر بزرگ
با مهتران زیرک بیننده خردهام ۶
بس باده لطیف مروق چشیدهام
بس شاهد ظریف نکورو فشردهام ۷
چون ره گشاده گشت، نخواهم خط همه
با خویشتن سپارم و گویم نمردهام ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۵ - مرغابی چیست
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - اگر به جود تو ای مجد دین نشد حاصل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.