خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن دربارهٔ زندگی ساده و بیتکلف، دوری از تعلقات دنیوی، و ارزش عشق و فداکاری در راه محبت است. همچنین هشداردهنده دربارهٔ خطرات نفس اماره و دشمنان پنهان است.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین برخی اشارات به مسائل وجودی ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۱۰ - کسی گوی سعادت از میان بُرد
کسی گوی سعادت از میان بُرد
که در عالم غم بیچارگان خورد ۱
می عشرت منوش از جام گیتی
که باشد صاف اوهم درد وهم دُرد ۲
تکلّف گر نباشد خوش توان زیست
تعلّق گر نباشد خوش توان مُرد ۳
خوش آن عاشق که در کوی محبّت
به جانان جان ز روی شوق بسپرد ۴
مشو ایمن زکید نفس بی باک
مدان هرگز چنان دشمن چنین خُرد ۵
«وفایی» سر بلندی یافت زآنرو
که خود را همچو خاک راه بشمرد ۶
که در عالم غم بیچارگان خورد ۱
می عشرت منوش از جام گیتی
که باشد صاف اوهم درد وهم دُرد ۲
تکلّف گر نباشد خوش توان زیست
تعلّق گر نباشد خوش توان مُرد ۳
خوش آن عاشق که در کوی محبّت
به جانان جان ز روی شوق بسپرد ۴
مشو ایمن زکید نفس بی باک
مدان هرگز چنان دشمن چنین خُرد ۵
«وفایی» سر بلندی یافت زآنرو
که خود را همچو خاک راه بشمرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - تا که ابروی ترا، با مژگان ساختهاند
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - دل چو به زلفت اسیر دام بلا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.