خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و غم عاشقانهای است که شاعر از جدایی و بیقراری دلش میگوید. او از بیتابی دلش، اشکریزیهایش و زخمهای ناشکفتهاش سخن میگوید و در عین حال، عشق و فداکاریاش را به معشوق ابراز میکند. در پایان، اشارهای به امیدواری و پشتیبانی از سوی بخت سعید و دریای حق دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق، درد و رنج عاطفی و اشارات عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۴۷ - دل دیوانه ای دارم دمی بی غم نخواهد شد
دل دیوانه ای دارم دمی بی غم نخواهد شد
سر شوریده ای دارم به سامان هم نخواهد شد ۱
دلارام من از روزی که آرام دلم برده
دلم یک دم نیارامد به من همدم نخواهد شد ۲
به زلف خویشتن حال دلم زیر و زبر کردی
چرا مهدر نباشد دل؟ چرا درهم نخواهد شد ۳
مگوی این اشک ریزی چیست اندر آستان من؟
-دل و دینم فدایت- کعبه بی زمزم نخواهد شد ۴
چو با بخت سعید من محمد گشته پشتیبان
یقین زخم دل دیوانه بی مرهم نخواهد شد ۵
«وفایی» گر شود سیراب از آن دریای حق، خوانی
تو حق گویی و می دانی ز دریا کم نخواهد شد ۶
سر شوریده ای دارم به سامان هم نخواهد شد ۱
دلارام من از روزی که آرام دلم برده
دلم یک دم نیارامد به من همدم نخواهد شد ۲
به زلف خویشتن حال دلم زیر و زبر کردی
چرا مهدر نباشد دل؟ چرا درهم نخواهد شد ۳
مگوی این اشک ریزی چیست اندر آستان من؟
-دل و دینم فدایت- کعبه بی زمزم نخواهد شد ۴
چو با بخت سعید من محمد گشته پشتیبان
یقین زخم دل دیوانه بی مرهم نخواهد شد ۵
«وفایی» گر شود سیراب از آن دریای حق، خوانی
تو حق گویی و می دانی ز دریا کم نخواهد شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.