خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق، وفاداری، رنجهای عاشقی و ستایش معشوق سخن میگوید. او خود را اسیر محبت و غم معشوق میداند و از جفاهای او شکایت دارد، اما در عین حال، عشق و وفاداری خود را حفظ میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۹ - به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است
به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است
اسیر دام محبت مگو گرفتار است ۱
سرم به افسر دارا فرو نمی آید
که افسر سر من خاک مقدم یار است ۲
به هیچ روی ز من وا نمی شود غم دوست
به دور نقطه تو گویی که خط پرگار است ۳
تو یوسفی و من از غم اسیر زندانم
عزیز من! تو بفرمای آخر این کار است؟ ۴
مرا به باغ و به گلزار حاجتی نبود
مرا که یاد جمال تو باغ گلزار است ۵
اگر به هیچ نگیرم رواست شاخ نبات
که لعل خسرو شیرین لبان شکر بار است ۶
بکن هر آن چه کنی بر من از جفاکاری
که نازنین صنم دلربا، دل آزار است ۷
به محفلی که تویی چشم بر کف دگران
حرارتم نبرد جام اگرچه سرشار است ۸
به خاک پای تو دادیم جان که تا گویند
به راه دوست «وفایی» به جان وفادار است ۹
اسیر دام محبت مگو گرفتار است ۱
سرم به افسر دارا فرو نمی آید
که افسر سر من خاک مقدم یار است ۲
به هیچ روی ز من وا نمی شود غم دوست
به دور نقطه تو گویی که خط پرگار است ۳
تو یوسفی و من از غم اسیر زندانم
عزیز من! تو بفرمای آخر این کار است؟ ۴
مرا به باغ و به گلزار حاجتی نبود
مرا که یاد جمال تو باغ گلزار است ۵
اگر به هیچ نگیرم رواست شاخ نبات
که لعل خسرو شیرین لبان شکر بار است ۶
بکن هر آن چه کنی بر من از جفاکاری
که نازنین صنم دلربا، دل آزار است ۷
به محفلی که تویی چشم بر کف دگران
حرارتم نبرد جام اگرچه سرشار است ۸
به خاک پای تو دادیم جان که تا گویند
به راه دوست «وفایی» به جان وفادار است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - خطا گفتم که زلفت مشک چین است
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.