خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر شاعر سخن میگوید. با تصاویری مانند زلف مشکین، لب دلبر، روضهٔ اسلام و کافرستان، شاعر احساسات خود را بیان میکند. همچنین، از غم و نالههای عاشقانه و تأثیرات عشق بر جان سخن میرود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۲۳ - زلف مشکین بین که برعارض پریشان کرده است
زلف مشکین بین که برعارض پریشان کرده است
روضهٔ اسلام را چون کافرستان کرده است ۱
گه تکلم گه تبسم در لبش از دلبری
یک طبق شهد و شکر اندر نمکدان کرده است ۲
سرو در گل مانده است از حسرت و گل غرق خون
سرو بالایم مگر رو در گلستان کرده است ۳
هیچ وقتی با اسیران، دیلم کافر نکرد
آن چه با من غمزه ی آن نامسلمان کرده است ۴
بس که نالید از رخت خون شد دلم در طره ات
از غم گل بین چه با خود، مرغ شب خوان کرده است ۵
داغم از خال لبت، ای جان شیرینم لبت
زان همی نالم که هندو غارت جان کرده است ۶
چهره و زلفت مرا تنها نه چون پروانه سوخت
ای بسا خون ها که این شمع شبستان کرده است ۷
این چه غوغایی است کاندر عالم افتاده مگر:
چشم مستت رو به کوی می پرستان کرده است ۸
گر «وفایی» جان فدای طاق ابروی تو کرد
کفر نبود بر هلال عید قربان کرده است ۹
روضهٔ اسلام را چون کافرستان کرده است ۱
گه تکلم گه تبسم در لبش از دلبری
یک طبق شهد و شکر اندر نمکدان کرده است ۲
سرو در گل مانده است از حسرت و گل غرق خون
سرو بالایم مگر رو در گلستان کرده است ۳
هیچ وقتی با اسیران، دیلم کافر نکرد
آن چه با من غمزه ی آن نامسلمان کرده است ۴
بس که نالید از رخت خون شد دلم در طره ات
از غم گل بین چه با خود، مرغ شب خوان کرده است ۵
داغم از خال لبت، ای جان شیرینم لبت
زان همی نالم که هندو غارت جان کرده است ۶
چهره و زلفت مرا تنها نه چون پروانه سوخت
ای بسا خون ها که این شمع شبستان کرده است ۷
این چه غوغایی است کاندر عالم افتاده مگر:
چشم مستت رو به کوی می پرستان کرده است ۸
گر «وفایی» جان فدای طاق ابروی تو کرد
کفر نبود بر هلال عید قربان کرده است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - گر کائنات نامه شود صد هزار بار
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - ای به یادت عاشقان را هر نفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.