خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج شدید خود سخن میگوید و بیان میکند که فریادش به فلک رسیده و از غم جانش به لب رسیده است. او احساس میکند که دردش مانند کاردی به استخوانش رسیده و تنها دستگیری و لطف میتواند او را نجات دهد.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱ - از بس بفلک فغان رسیده است مرا
از بس بفلک فغان رسیده است مرا
بر لب ز غم تو، جان رسیده است مرا ۱
گیری اگرم دست در امروز بگیر
چون کارد باستخوان رسیده است مرا ۲
بر لب ز غم تو، جان رسیده است مرا ۱
گیری اگرم دست در امروز بگیر
چون کارد باستخوان رسیده است مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:قطعات
گوهر بعدی:شماره ۲ - بنیاد بدی پایه ندارد جانا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.