خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و اندوه ناشی از آن سخن میگوید. او با یادآوری معشوق، دلش به درد میآید و خود را درگیر افکار پریشان میکند. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و مقایسهاش با ماه اشاره میکند و از خندههایش به شوخیهای دنیا میگوید. در نهایت، او بیان میکند که شعرش الهامی است و نه حاصل اندیشههای بیش از حد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۳۷ - هر زمان یاد از شکنج زلف جانان میکنم
هر زمان یاد از شکنج زلف جانان میکنم
وقت خود را صرف افکار پریشان میکنم ۱
دل مرا چون صید پیکان خورده در خون میتپد
هر زمان یادی از آن برگشتهمژگان میکنم ۲
مهر اگر دعوی کند کز ماه رویش بهتر است
یک شب او را روبهرو با ماه تابان میکنم ۳
عالم سر در گریبانی مرا خوش عالمی است
بیسبب نبود اگر سر در گریبان میکنم ۴
گر نصیب من شود چون گل لب پرخندهای
خندهها بر هرزهگردیهای دوران میکنم ۵
شعر الهامی است (صابر) حاصل اندیشه نیست
ورنه من اندیشه بیش از حد امکان میکنم ۶
وقت خود را صرف افکار پریشان میکنم ۱
دل مرا چون صید پیکان خورده در خون میتپد
هر زمان یادی از آن برگشتهمژگان میکنم ۲
مهر اگر دعوی کند کز ماه رویش بهتر است
یک شب او را روبهرو با ماه تابان میکنم ۳
عالم سر در گریبانی مرا خوش عالمی است
بیسبب نبود اگر سر در گریبان میکنم ۴
گر نصیب من شود چون گل لب پرخندهای
خندهها بر هرزهگردیهای دوران میکنم ۵
شعر الهامی است (صابر) حاصل اندیشه نیست
ورنه من اندیشه بیش از حد امکان میکنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.