خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت روشنباطنی، ارادت، شبزندهداری، حفظ دین، و هنر شعر تاکید دارد. همچنین به رابطهی عاطفی بین شاعر (صائب) و مخاطب (صابر) اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۰ - مفتیان شهر را گر چشم ظاهر روشن است
مفتیان شهر را گر چشم ظاهر روشن است
ما ارادت پیشه گان، را چشم خاطر روشن است ۱
آسمان گر روز و شب روشن بود از مهر و ماه
بزم ما از روی باران معاشر روشن است ۲
همدم شب زنده داران شو، که روشندل شوی
شب دل آئینه از شمع مجاور روشن است ۳
تا دم آخر مده کالای دینت را ز دست
چونکه چشم دزد اغلب بر مسافر روشن است ۴
در فنون شعر و حسن ابتکار و لطف نظم
بعد (صائب) دیدهٔ یاران به (صابر) روشن است ۵
ما ارادت پیشه گان، را چشم خاطر روشن است ۱
آسمان گر روز و شب روشن بود از مهر و ماه
بزم ما از روی باران معاشر روشن است ۲
همدم شب زنده داران شو، که روشندل شوی
شب دل آئینه از شمع مجاور روشن است ۳
تا دم آخر مده کالای دینت را ز دست
چونکه چشم دزد اغلب بر مسافر روشن است ۴
در فنون شعر و حسن ابتکار و لطف نظم
بعد (صائب) دیدهٔ یاران به (صابر) روشن است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - دیدم چو باغ دل را، بی عارضت صفا نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - در آ، به بزم محبت که هر چه هست، اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.