خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و اندوه خود از گذر زمان و بیتفاوتی جهان سخن میگوید. او از تکرار بیحاصل روز و شب و ناآگاهی انسان از آغاز و پایان زندگی شکایت دارد.
متن دارای مضامین فلسفی و عاطفی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا احساسات منفی شود. مناسب برای مخاطبانی است که توانایی تحلیل مفاهیم انتزاعی را دارند.
شمارهٔ ۴۰ - قطعه
خونین جگرم ز گردش چرخ
افسرده دلم ز دور ایام ۱
شام است همی که می شودصبح
صبح است همی که می شود شام ۲
وآگاه نشد کسی به دوران
کآغاز چه بوده چیست انجام ۳
افسرده دلم ز دور ایام ۱
شام است همی که می شودصبح
صبح است همی که می شود شام ۲
وآگاه نشد کسی به دوران
کآغاز چه بوده چیست انجام ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۹ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۱ - قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.