خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به صاحب دیوان (حاکم یا مسئول) توصیه میکند که ایمان داشته باشد و به وضعیت انباردار (نمادی از مردم زیردست) توجه کند. او هشدار میدهد که ستمگران به مردم آسیب میرسانند و از صاحب دیوان میخواهد که حتی اگر انباردار (مردم) دل رحم ندارد، خودش رحم کند و به دیگران ترحم نماید.
متن حاوی مفاهیم اخلاقی و اجتماعی نسبتاً پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۲۱ - قطعه
بگو به صاحب دیوان که صاحب ایمان شو
گمان مکن که برد گندم آنکه جوکارد ۱
خبر زحالت انباردار خود داری
که او چه بر سر بیچاره خلق می آرد ۲
تو رحم کن اگر او را به دل نباشد رحم
ولیک در دل تو رحم ره کجا دارد ۳
گمان مکن که برد گندم آنکه جوکارد ۱
خبر زحالت انباردار خود داری
که او چه بر سر بیچاره خلق می آرد ۲
تو رحم کن اگر او را به دل نباشد رحم
ولیک در دل تو رحم ره کجا دارد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۰ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲ - قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.