خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن به یادآوری مرگ و گذرایی زندگی میپردازد. شاعر با دیدن مردهای که به خاک سپرده میشود، به خود و دیگران هشدار میدهد که به فکر پایان زندگی باشند و از غرور و مستی دنیوی دوری کنند. در پایان اشاره میکند که مرگ هر انسانی از روز الست (ازل) مقدر شده است.
محتوا به موضوع مرگ و مفاهیم عمیق فلسفی-عرفانی میپردازد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نگرانکننده باشد. درک این مفاهیم معمولاً به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد.
شمارهٔ ۱۰ - قطعه
مرده ای را به راه می بردند
یادم آمد که مردنی هم هست ۱
گفتم ای دل به فکر رفتن باش
تا کی از باده غروری مست ۲
گفت یادت اگر بود دیدیم
مردن خویش را به روز الست ۳
ما به هر دم که می رود میریم
تا به کلی رود حیات از دست ۴
یادم آمد که مردنی هم هست ۱
گفتم ای دل به فکر رفتن باش
تا کی از باده غروری مست ۲
گفت یادت اگر بود دیدیم
مردن خویش را به روز الست ۳
ما به هر دم که می رود میریم
تا به کلی رود حیات از دست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱ - قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.