خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از ظلم و ستم فلک (سرنوشت یا زمان) شکایت می‌کند و بیان می‌کند که فلک همواره با او دشمنی کرده و آرامش را از او گرفته است. او احساس می‌کند که فلک بی‌رحم و بی‌انصاف است و به هیچ‌کس رحم نمی‌کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که دشمنی فلک تنها مختص به او نیست و همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، لحن غمگین و شکایت‌آمیز شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامناسب باشد.

مشاهده کامل

بخش ۴۹ - درشکایت

فلک راچه کین باشداز من به دل
که جوروجفا میکند متصل ۱

به روزوشب وهفته وماه وسال
نه بگذاردم یکدم آسوده حال ۲

زند بر رگ جان من نیشتر
رساندبلایم به جان بی شمر ۳

دو جو در دلش رحم وانصاف نیست
ندانم چنین کینه جوبهر چیست ۴

بوددشمن هرکه یار من است
شود یار آنکه به من دشمن است ۵

چه خونها که از او بود در دلم
نشدگاهی آسان از اومشکلم ۶

جفایش بهتنها نه تنها به ماست
دلی کونشد خون زدستش کجاست ۷

شعاری ندارد به جز کین فلک
حذر کرد میباید از این فلک ۸

به شطرنج دوران به رفتار پیل
کندشاه را مات وخود را ذلیل ۹

همه کار گردون بود کج روی
مکن کج روی گر همه حج روی ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۴۸ - درجفر
گوهر بعدی:بخش ۵۰ - علامت مردخدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.