این متن به موضوع دوستی و رفاقت میپردازد و بیان میکند که دوستان واقعی در شرایط سخت و هنگام نیاز واقعی شناخته میشوند. شاعر اشاره میکند که بسیاری از دوستان تنها در زمان رفاه و دارایی همراه هستند و هنگام تهیدستی و مشکلات، از فرد دور میشوند. همچنین، تأکید میکند که یافتن یک دوست صمیمی و وفادار نادر است و بهتر است از افراد منفعتطلب دوری کرد.
مفاهیم عمیق اجتماعی و اخلاقی موجود در این متن برای درک و تحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین دوستی، وفاداری و رفتارهای منفعتطلبانه ارتباط برقرار کنند.
بخش ۴۱ - شکایت از دوستانی ریائی
ز اکسیر نایاب تر شد رفیق ۱
تو راکیسه وکاسه تا پر بود
سخن های تو خوشتر از در بود ۲
رفیقان همه یار غار تواند
همه بنده خاکسار تواند ۳
چو گرددتهی این ز می آن ز زر
نگیرنددیگر ز حالت خبر ۴
رفیقان خود را شناسی عیار
بدانی که بوند بهر چه کار ۵
اگر خوار گردی وبی اعتبار
همه یارهای تو گردند مار ۶
رفیقی که میگفت روحی فداک
گزد آنچنانک که گردی هلاک ۷
مرا شب رفیقند شمع ولگن
رفیقم به روزند رنج ومحن ۸
از اینخلق دوری خوش است ای عزیز
همی تا توانی از ایشان گریز ۹
خوش آنکس که از مردم روزگار
چو فرار از آتش نماید فرار ۱۰
رفیقی شفیق ار به دست آیدت
به دست آنچه در دهر هست آیدت ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.