خلاصه و ردهبندی سنی
14+
این شعر روایتگر صحنهای از باغ است که در آن گلچین به باغ وارد میشود و شروع به چیدن گلها میکند. او بدون توجه به رنج گلها و بلبلها، به کار خود ادامه میدهد و در نهایت باغ از گلها خالی میشود. شعر با اشاره به امیدواری به درگاه حق و رسیدن به مقصود از طریق عشق به معشوق پایان مییابد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
بخش ۳۳ - آمدن گلچین به باغ و چیدن گل و بردن او را
سحر پیشتر ز انکه از کوهسار
شود چهر مهر منیر آشکار ۱
به تخت زمرد گل اندرفراغ
که ناگاه گلچین درآمد به باغ ۲
به گل چیدن افتاد از هر کنار
نپرداخت بر حال زار هزار ۳
که بیچاره خواهد شد اندوهناک
شود آخر از غصه وغم هلاک ۴
همی پر زگل کرد جیب وکنار
همی آفت گل شد از هر کنار ۵
سرانگشت هر دم که بر گل زدی
تو گفتی که تیری به بلبل زدی ۶
نه اوزخم می زد همی بر هزار
که خودزخمها خوردی از نوک خار ۷
نمی بودش از حال بلبل خبر
نمی کرد ز آه دل او حذر ۸
چو غارتگران غارت گل نمود
نه رحمی به گل نه به بلبل نمود ۹
بدانگونه خالی شد ازگل چمن
که ازعشق جانان تن من زمن ۱۰
غرض گل ز رفتن به مطلب رسید
کس از درگه حق نشد ناامید ۱۱
شود چهر مهر منیر آشکار ۱
به تخت زمرد گل اندرفراغ
که ناگاه گلچین درآمد به باغ ۲
به گل چیدن افتاد از هر کنار
نپرداخت بر حال زار هزار ۳
که بیچاره خواهد شد اندوهناک
شود آخر از غصه وغم هلاک ۴
همی پر زگل کرد جیب وکنار
همی آفت گل شد از هر کنار ۵
سرانگشت هر دم که بر گل زدی
تو گفتی که تیری به بلبل زدی ۶
نه اوزخم می زد همی بر هزار
که خودزخمها خوردی از نوک خار ۷
نمی بودش از حال بلبل خبر
نمی کرد ز آه دل او حذر ۸
چو غارتگران غارت گل نمود
نه رحمی به گل نه به بلبل نمود ۹
بدانگونه خالی شد ازگل چمن
که ازعشق جانان تن من زمن ۱۰
غرض گل ز رفتن به مطلب رسید
کس از درگه حق نشد ناامید ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۲ - مناجات کردن گل
گوهر بعدی:بخش ۳۴ - رفتن گل از باغ واندوه ریاحین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.