خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار عاشقانه، از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او یاد میکند. او از خیال معشوق و تأثیر آن بر دلش میگوید و از بندگی و عشق بیقید و شرط خود سخن میآورد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند اقبال، حاکمیت، و طبیعت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۴۸۷ - بیاد ابروی تو شد قدم به شکل هلالی
بیاد ابروی تو شد قدم به شکل هلالی
نمی شود دل من گاهی از خیال تو خالی ۱
مگر که دیده منجم قد و رخ تو که داده
خبر زغارت وغوغا به تیر ماه جلالی ۲
چه جوئی از دل زارم چه پرسی از من وکارم
برو درآینه بنگر که تا شود به تو حالی ۳
مرا به بندگی خود قبول کن دو سه روزی
ببین به روزچهارم به شهر حاکم ووالی ۴
حلال نیست می اما به من حرام نباشد
چوهست ازکف وجام تو نوشمش به حلالی ۵
در آب شورگهر پرورش نماید ودلبر
در آب شیرین داده است پرورش به لألی ۶
کس ار بلند شد اقبال او ز منصب و دولت
بلند آمده اقبال من ز حضرتعالی ۷
نمی شود دل من گاهی از خیال تو خالی ۱
مگر که دیده منجم قد و رخ تو که داده
خبر زغارت وغوغا به تیر ماه جلالی ۲
چه جوئی از دل زارم چه پرسی از من وکارم
برو درآینه بنگر که تا شود به تو حالی ۳
مرا به بندگی خود قبول کن دو سه روزی
ببین به روزچهارم به شهر حاکم ووالی ۴
حلال نیست می اما به من حرام نباشد
چوهست ازکف وجام تو نوشمش به حلالی ۵
در آب شورگهر پرورش نماید ودلبر
در آب شیرین داده است پرورش به لألی ۶
کس ار بلند شد اقبال او ز منصب و دولت
بلند آمده اقبال من ز حضرتعالی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۶ - توعجب سست عهد وسخت دلی
گوهر بعدی:شماره ۴۸۸ - نه همچوعارض تو به گلشن بود گلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.