خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به فلسفهی وجود و عدم میپردازد و بیان میکند که اگر آمدن و رفتنش به دست خودش بود، هرگز به این دنیای خراب نمیآمد و وجود نمییافت. او آرزو میکند که کاش نه میآمد، نه میرفت و نه اصلاً وجود میداشت.
این متن دارای مفاهیم فلسفی و عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
رباعی ۴۰۵ - گر آمدنم ز من بدی نامدمی
گر آمدنم ز من بدی نامدمی
ور نیز شدن ز من بدی کی شدمی ۱
به زان نبدی که اندرین دهر خراب
نه آمدمی نه شدمی نه بدمی ۲
ور نیز شدن ز من بدی کی شدمی ۱
به زان نبدی که اندرین دهر خراب
نه آمدمی نه شدمی نه بدمی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۰۴ - می خور که ظریفان جهان را دردی
گوهر بعدی:رباعی ۴۰۶ - گر من سر ناز هر خسی داشتمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.