خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی سخن میگوید و بیان میکند که معشوق نهتنها دین و دل او، بلکه جان و آرزویش را نیز ربوده است. او از تأثیر نگاه معشوق و از دست دادن توان و تاب خود در فراق مینالد و عشق را عامل از دست دادن صبر و شکیبایی خود میداند.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۲۵ - نه همی دین و دل از ما برده ای
نه همی دین و دل از ما برده ای
دین ودل از پیر وبرنا برده ای ۱
نه همی دل برده ای از بت پرست
دل ز بت های کلیسا برده ای ۲
نه همی دل برده ای از دست من
کز دلم جان و تمنا برده ای ۳
من زچشمان تو مستم نه ز می
نشئه از چشمان صهبا برده ای ۴
هم زعنبر نرخ وهم قیمت ز مشک
با دوزلف عنبرآسا برده ای ۵
نه همی تاب وتوان از جان من
در فراق خود به یغما برده ای ۶
از بلند اقبال بی دل هم ز عشق
طاقت وصبر و شکیبا برده ای ۷
دین ودل از پیر وبرنا برده ای ۱
نه همی دل برده ای از بت پرست
دل ز بت های کلیسا برده ای ۲
نه همی دل برده ای از دست من
کز دلم جان و تمنا برده ای ۳
من زچشمان تو مستم نه ز می
نشئه از چشمان صهبا برده ای ۴
هم زعنبر نرخ وهم قیمت ز مشک
با دوزلف عنبرآسا برده ای ۵
نه همی تاب وتوان از جان من
در فراق خود به یغما برده ای ۶
از بلند اقبال بی دل هم ز عشق
طاقت وصبر و شکیبا برده ای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۴ - دل از بت واز بت پرست اندر کلیسا برده ای
گوهر بعدی:شماره ۴۲۶ - باز بر رخ مشکین را پریشان کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.