خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، مانند موهایش و خالهایش، سخن میگوید و از عشق و دلباختگی خود مینالد. همچنین، از رنجهای عشق و فراق شکایت میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۲۱ - عجب از روح مجسم بدنی ساخته ای
عجب از روح مجسم بدنی ساخته ای
کس نداند به چه تدبیر و فنی ساخته ای ۱
آزر از سنگ بت ار ساخت تو خود ای بت من
دلی از آهن واز سیم تنی ساخته ای ۲
هیچ ازنقطه موهوم نشان نیست پدید
دل گمان برده که از اودهنی ساخته ای ۳
تا گرفتار کنی مرغ دلم را در دام
دانه از خال وز گیسو رسنی ساخته ای ۴
یوسف از عشق تو خود را به چه اندازد وباز
گر ببیند که چه چاه ذقنی ساخته ای ۵
گر نخواهی دل ما را شکنی از چه به رخ
خم به خم زلف شکن در شکنی ساخته ای ۶
دگر از تبت وچین مشک نیارند به فارس
که تو از زلف ختا وختنی ساخته ای ۷
گل رخی غنچه لبی سرو قدی نسرین بر
بزم ما را به حقیقت چمنی ساخته ای ۸
دارم ازخون جگر باده کباب از دل ریش
شرمسارم که به حال چومنی ساخته ای ۹
کرده از وصل خود ار یار بلنداقبالت
ای دل ازچیست که بیت الحزنی ساخته ای ۱۰
کس نداند به چه تدبیر و فنی ساخته ای ۱
آزر از سنگ بت ار ساخت تو خود ای بت من
دلی از آهن واز سیم تنی ساخته ای ۲
هیچ ازنقطه موهوم نشان نیست پدید
دل گمان برده که از اودهنی ساخته ای ۳
تا گرفتار کنی مرغ دلم را در دام
دانه از خال وز گیسو رسنی ساخته ای ۴
یوسف از عشق تو خود را به چه اندازد وباز
گر ببیند که چه چاه ذقنی ساخته ای ۵
گر نخواهی دل ما را شکنی از چه به رخ
خم به خم زلف شکن در شکنی ساخته ای ۶
دگر از تبت وچین مشک نیارند به فارس
که تو از زلف ختا وختنی ساخته ای ۷
گل رخی غنچه لبی سرو قدی نسرین بر
بزم ما را به حقیقت چمنی ساخته ای ۸
دارم ازخون جگر باده کباب از دل ریش
شرمسارم که به حال چومنی ساخته ای ۹
کرده از وصل خود ار یار بلنداقبالت
ای دل ازچیست که بیت الحزنی ساخته ای ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۰ - تا ز دلم خبر شوی آینه پیش روی نه
گوهر بعدی:شماره ۴۲۲ - روبروی آفتاب آئینه بر رو بسته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.