خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از عشق، غم، و نیاز به تسکین از طریق باده و وصال معشوق سخن میگوید. او از طبیعت و زیباییهای آن مانند گلستان و چمن نیز یاد میکند و به دنبال آرامش در میان این زیباییهاست.
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عاشقانهای که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۱۹ - خیز ای بت من باده گلگون کهن ده
خیز ای بت من باده گلگون کهن ده
گر باده به من می دهی امروز به من ده ۱
امروز بسی تنگدلم از غم ایام
ده باده و بوسی مزه از تنگ دهن ده ۲
از بهر تفرج گذری کن به گلستان
خجلت ز رخ و قد به گل وسروو چمن ده ۳
از بهر تماشا قدمی نه به کلیسا
حسنی به جمال بت و عشقی به شمن ده ۴
در نافه زلفت ز دل خون شده تعلیم
در پرورش مشک به آهوی ختن ده ۵
رنجور فراقیم یک امروز ز وصلت
آسودگیم از غم و اندوه ومحن ده ۶
از هجر دلم را مشکن داری اگر میل
بر دل شکنی بر به سر زلف شکن ده ۷
خواهی اگر اقبال بلندی چون من ای دل
بر هر چه مقدر شده راضی شو و تن ده ۸
گر باده به من می دهی امروز به من ده ۱
امروز بسی تنگدلم از غم ایام
ده باده و بوسی مزه از تنگ دهن ده ۲
از بهر تفرج گذری کن به گلستان
خجلت ز رخ و قد به گل وسروو چمن ده ۳
از بهر تماشا قدمی نه به کلیسا
حسنی به جمال بت و عشقی به شمن ده ۴
در نافه زلفت ز دل خون شده تعلیم
در پرورش مشک به آهوی ختن ده ۵
رنجور فراقیم یک امروز ز وصلت
آسودگیم از غم و اندوه ومحن ده ۶
از هجر دلم را مشکن داری اگر میل
بر دل شکنی بر به سر زلف شکن ده ۷
خواهی اگر اقبال بلندی چون من ای دل
بر هر چه مقدر شده راضی شو و تن ده ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - بر آتش دلم آن مه ز مهر آب زده
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - تا ز دلم خبر شوی آینه پیش روی نه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.