خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک گفتگوی عاشقانه و شاعرانه بین دو نفر است که در آن یکی از طرفین با استفاده از استعارههای زیبا مانند پروانه، شمع، زلف و پری، احساسات عاشقانه خود را بیان میکند. گفتگو پر از تصاویر شعری و عاطفی است که نشاندهنده عشق و شیفتگی است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق این نوع ادبیات معمولاً به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد.
شماره ۳۷۰ - گفت یار ار عاشقی از سوختن پروانکن
گفت یار ار عاشقی از سوختن پروانکن
گفتمش در پیش شمع رخ مرا پروانه کن ۱
گفت دارم زلف چون زنجیر و روی چون پری
گفتمش پس چهره بنما ومرا دیوانه کن ۲
گفت خالم دانه است وطره ام دام بلا
گفتم اورامبتلای دامم از آن دانه کن ۳
گفت می نوشی که تا بدهم تو را گفتم بلی
گردش چشمت خمارم کرده در پیمانه کن ۴
گفت چون شد دل تورا گفتم ندارم زوخبر
گفت شد آشفته در زلفم سراغ از شانه کن ۵
چون بلنداقبال گفتا قابل تعمیر شو
گفتمش چون او مرا هم سر به سر ویرانه کن ۶
گفتمش در پیش شمع رخ مرا پروانه کن ۱
گفت دارم زلف چون زنجیر و روی چون پری
گفتمش پس چهره بنما ومرا دیوانه کن ۲
گفت خالم دانه است وطره ام دام بلا
گفتم اورامبتلای دامم از آن دانه کن ۳
گفت می نوشی که تا بدهم تو را گفتم بلی
گردش چشمت خمارم کرده در پیمانه کن ۴
گفت چون شد دل تورا گفتم ندارم زوخبر
گفت شد آشفته در زلفم سراغ از شانه کن ۵
چون بلنداقبال گفتا قابل تعمیر شو
گفتمش چون او مرا هم سر به سر ویرانه کن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - ساقی ار باده دهی ساغر ما را خم کن
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - خود را به شمع او دلا در سوختن پروانه کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.