خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از بیقراری و بیتابی خود در غیبت یار میگوید و از جور و جفای معشوق شکایت میکند، اما در عین حال اعلام میکند که با وجود همه این سختیها، مهر و وفای خود را بیشتر میکنند. همچنین، اشارهای به دیوانگی عشق و ناتوانی در صبر و سکون دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جور و جفا و دیوانگی عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۵۷ - آگه نیی که بیتو شب و روز چون کنیم
آگه نیی که بیتو شب و روز چون کنیم
دل را کنیم خون وز چشمان برون کنیم ۱
جور وجفا هر آنچه توافزون کنی به ما
ما با توطور مهر ووفا را فزون کنیم ۲
دیوانه راست جای به زنجیر زلف تو
زنجیر گشته به که خیال جنون کنیم ۳
گفتی کنیم صبر وسکون در فراق تو
طاقت دگر نمانده که صبر و سکون کنیم ۴
عشاق چهره از غم دل زرد کرده اند
ما رخ ز خون دیده همی لاله گون کنیم ۵
ای دل به حیرتم که شکایت به هجر دوست
از جورچرخ یاکه ز بخت زبون کنیم ۶
اقبال ما چوگشته بلنداز وصال دوست
هر عشرتی که هست بیا تاکنون کنیم ۷
دل را کنیم خون وز چشمان برون کنیم ۱
جور وجفا هر آنچه توافزون کنی به ما
ما با توطور مهر ووفا را فزون کنیم ۲
دیوانه راست جای به زنجیر زلف تو
زنجیر گشته به که خیال جنون کنیم ۳
گفتی کنیم صبر وسکون در فراق تو
طاقت دگر نمانده که صبر و سکون کنیم ۴
عشاق چهره از غم دل زرد کرده اند
ما رخ ز خون دیده همی لاله گون کنیم ۵
ای دل به حیرتم که شکایت به هجر دوست
از جورچرخ یاکه ز بخت زبون کنیم ۶
اقبال ما چوگشته بلنداز وصال دوست
هر عشرتی که هست بیا تاکنون کنیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - ساقی به یاد چشم وی برخیز وده جام میم
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - کسی نشدخبر از حال ما که ما چونیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.