خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ناامیدی، بیوفایی یاران، رنجهای زندگی و عشق به معشوق سخن میگوید. شاعر از تلخیهای زندگی، بیوفایی مردم و تنها ماندن مینالد، اما در عین حال وفاداری به معشوق و پاکی دل را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و بیوفایی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۳۵۲ - یک یار وفادار دراین شهر ندیدیم
یک یار وفادار دراین شهر ندیدیم
وز گلشن این دهر به جز خار نچیدیم ۱
از سفره این بزم به جز زهر نخوردیم
وز ساغر این عیش به جز غم نچشیدیم ۲
دل کندزما یار ودل از یار نکندیم
برید زما مهر وازاوما نبردیم ۳
هرکس که ستم کرد به ما ناله نکردیم
دیدیم بدو پرده کس را ندردیدیم ۴
تا دیده ما دید ندیدیم به جز دوست
جز قصه حسن رخش از کس نشنیدیم ۵
ای یار چه کردیم که کندی پرما را
از بامتوبربام دگر کس نپریدیم ۶
ز اقبال بلندی که به ما داده خداوند
جز بار بتان بار کسی را نکشیدیم ۷
وز گلشن این دهر به جز خار نچیدیم ۱
از سفره این بزم به جز زهر نخوردیم
وز ساغر این عیش به جز غم نچشیدیم ۲
دل کندزما یار ودل از یار نکندیم
برید زما مهر وازاوما نبردیم ۳
هرکس که ستم کرد به ما ناله نکردیم
دیدیم بدو پرده کس را ندردیدیم ۴
تا دیده ما دید ندیدیم به جز دوست
جز قصه حسن رخش از کس نشنیدیم ۵
ای یار چه کردیم که کندی پرما را
از بامتوبربام دگر کس نپریدیم ۶
ز اقبال بلندی که به ما داده خداوند
جز بار بتان بار کسی را نکشیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۱ - در تصور ما که ما بینای روی دوستیم
گوهر بعدی:شماره ۳۵۳ - ما روز ازل عاشق رخسار توبودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.